نقد و بررسی کتاب «دین و عقلانیت»

۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۸:۱۱ کد : ۱۰۵۵۸۳ معاونت فرهنگی
معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی البرز با تأکید بر ضرورت شناخت پرسش‌ها و دغدغه‌های نسل جدید در حوزه دین و عقلانیت، گفت: برای اینکه بتوانیم پاسخ مناسبی به پرسش‌های نسل جوان داشته باشیم، باید شناخت و آگاهی مناسبی از این مسائل به دست آوریم و زمینه گفت‌وگو و ارتباط مؤثر با این نسل را فراهم کنیم.
نقد و بررسی کتاب «دین و عقلانیت»

 به گزارش روابط عمومی جهاد دانشگاهی واحد البرز، احمدرضا فیروزی روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه در هفتمین دوره طرح ملی سلسله ‌نشست‌های نقد و بررسی کتب علوم انسانی با محوریت بررسی کتاب «دین و عقلانیت» اثر قدرت‌الله قربانی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، که در پردیس امیرکبیر دانشگاه فرهنگیان برگزار شد، اظهار کرد: یکی از رویکردهایی که جهاد دانشگاهی همواره در حوزه فرهنگی دنبال کرده، توجه به مطالعه و کتاب است و تلاش شده در حد امکانات، زمینه ترویج کتاب‌خوانی، معرفی آثار و گفت‌ و گو پیرامون کتاب‌های دانشگاهی فراهم شود.

وی افزود: جهاد دانشگاهی در سطح ملی در حوزه مطالعه و کتاب فعالیت دارد و در استان البرز نیز مرکز انتشارات جهاد دانشگاهی با همین رویکرد فعالیت می‌کند که تاکنون بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب دانشگاهی را منتشر کرده است. همچنین در کنار انتشار کتاب، برنامه‌های مختلفی از جمله رونمایی و نشست‌های نقد و بررسی آثار نیز برگزار شده است.

فیروزی ادامه داد: در سال‌های گذشته نشست‌های نقد کتاب در حوزه روان‌شناسی با موضوعاتی از جمله خودکشی با حضور استادان دانشگاه خوارزمی برگزار شد و در حوزه ادبیات نیز نشست‌هایی با محوریت نقد کتاب‌های ادبی و رمان‌های برتر دنیا برگزار شده است. همچنین رونمایی از آثار استادان دانشگاه در دانشگاه‌های مختلف استان از دیگر برنامه‌هایی بوده که با هدف ترویج کتاب دنبال شده است.

معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی البرز با اشاره به برگزاری هفتمین دوره این طرح با عنوان فصل سخن بیان کرد: در این طرح تلاش می‌شود کتاب‌هایی که ظرفیت طرح و بررسی در فضای دانشگاهی را دارند، انتخاب شوند تا با ایجاد فضای گفت ‌و گو و نقد علمی، زمینه بهتر دیده شدن و شناخته شدن این آثار فراهم شود.

وی در ادامه به اهمیت موضوع کتاب دین و عقلانیت پرداخت و گفت: موضوع دین و عقلانیت از جمله موضوعاتی است که امروز جامعه با آن مواجه است و با توجه به پرسش‌ها و دغدغه‌های نسل جدید، باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

فیروزی با اشاره به نقش دانشگاه فرهنگیان در تربیت معلمان بیان کرد: دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پس از فارغ‌التحصیلی مسئولیت سنگینی در مدارس بر عهده دارند و با نسلی مواجه خواهند بود که ویژگی‌ها و اقتضائات خاص خود را دارد. از این رو، شناخت این نسل و شیوه برقراری ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان اهمیت زیادی دارد.

پاسخ به پرسش‌های نسل جدید درباره دین نیازمند شناخت و گفت‌وگوی علمی است

وی تصریح کرد: ما باید بتوانیم با دانش‌آموز، دانشجو و نسل جوان به گونه‌ای ارتباط برقرار کنیم که این ارتباط به گریز منجر نشود، بلکه زمینه جذب، یادگیری و شکل‌گیری رفتارهای مناسب را فراهم کند. این موضوع با توجه به ویژگی‌ها و اقتضائات نسل جدید، کار را برای معلمان، استادان و فعالان فرهنگی دشوارتر می‌کند.

معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی البرز ادامه داد: یکی از عرصه‌هایی که امروز با این مسئله ارتباط دارد، موضوع دین و عقلانیت است. ما با نسل جدیدی مواجه هستیم که پرسش‌های مختلفی درباره دین مطرح می‌کند و برای پاسخگویی به این پرسش‌ها، داشتن شناخت و آگاهی کافی ضروری است.

وی با اشاره به تجربه خود در حوزه معلمی اظهار کرد: در سال‌های اخیر با نگاه‌ها و پرسش‌های مختلفی از سوی نسل جوان مواجه بوده‌ام؛ گاهی جوانان آیات و مطالب مختلفی را مطرح و آنها را با یکدیگر مقایسه می‌کنند و همین موضوع می‌تواند ذهنیت و نگرش خاصی در آنها ایجاد کند. اگر این مسائل به درستی شناخته و درباره آنها گفت‌ و گو نشود، ممکن است زمینه بروز آسیب‌ها و معضلات جدیدی فراهم شود.

فیروزی گفت: شناخت این مسائل می‌تواند به آسیب‌شناسی بهتر کمک کند و در کنار آن، نوع رفتار و عملکرد ما نیز اهمیت دارد. اگر می‌خواهیم در نسل جوان الگوپذیری را تقویت کنیم، ابتدا باید خودمان رفتار مناسبی داشته باشیم و بتوانیم الگوهای مطلوبی را به این نسل معرفی کنیم.

وی کتاب دین و عقلانیت را از این منظر دارای ظرفیت عنوان کرد و افزود: این کتاب می‌تواند در شناخت بهتر مسائل مرتبط با نسل جوان و نحوه ارتباط با آنها مورد توجه قرار گیرد. به‌ ویژه برای معلمانی که در محیط آموزشی با پرسش‌هایی از این جنس مواجه هستند، شناخت کافی از موضوع می‌تواند در نحوه مواجهه و پاسخگویی به این پرسش‌ها مؤثر باشد.

فیروزی همچنین ابراز امیدواری کرد: با فراهم شدن شرایط حضور دانشجویان در دانشگاه‌ها، زمینه برای توسعه فعالیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی بیش از گذشته فراهم شود و دانشگاه‌ها بار دیگر با حضور پررنگ دانشجویان، فضای پویاتری پیدا کنند.

 

مؤلف کتاب دین و عقلانیت: باید از دینداری مقلدانه به سمت دینداری محققانه حرکت کنیم

قدرت‌الله قربانی مؤلف کتاب دین و عقلانیت و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، در ادامه این نشست اظهار کرد: در فلسفه دین با پرسش‌هایی درباره چیستی دین، منشأ آن، حقانیت ادیان، نسبت دین و عقل، رابطه آموزه‌های دینی با یافته‌های علمی، نسبت دین و اخلاق، معنای زندگی و مسئله شر مواجه هستیم. اینها پرسش‌هایی انتزاعی نیستند و با مسائل واقعی زندگی انسان ارتباط دارند.

وی افزود: یکی از مسائل مهم فلسفه دین، رابطه دین و عقل است، اینکه آیا باورهای دینی عقلانی هستند یا خیر. برای مثال، باور به وجود خدا، عدالت و حکمت خداوند، و حیانی بودن قرآن یا برخی باورهای موجود در ادیان مختلف، همگی می‌توانند موضوع پرسش از عقلانیت قرار گیرند.

قربانی با تأکید بر تفاوت فلسفه دین و علم کلام بیان کرد: تفاوت مهمی میان فلسفه دین و کلام وجود دارد که گاهی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. هدف متکلم دفاع از باورهای دینی است، اما فیلسوف دین به دنبال ارزیابی عقلانیت باورهاست. فیلسوف پیشاپیش متعهد نیست که نتیجه پژوهش او حتماً به سود یک دین تمام شود و ممکن است در فرآیند بررسی به این نتیجه برسد که بخشی از یک نظام اعتقادی قابل دفاع و بخش دیگری نیازمند اصلاح است.

وی ادامه داد: متکلم از درون نظام اعتقادی و با رویکردی مؤمنانه به موضوع نگاه می‌کند، اما فیلسوف دین از بیرون به نظام اعتقادی نگاه می‌کند و آن را از نظر عقلانیت و استحکام مورد ارزیابی قرار می‌دهد. به همین دلیل، فلسفه دین حوزه‌ای پژوهشی و حساس است و نیازمند ورزیدگی علمی است.

مؤلف کتاب دین و عقلانیت درباره ساختار این اثر توضیح داد: در فصل نخست کتاب، تلقی‌های مختلف از دین، عقل و عقلانیت بررسی شده است، زیرا برای هیچ ‌کدام از این مفاهیم تنها یک تعریف وجود ندارد. در ادامه نیز دیدگاه‌های مختلف درباره عقلانیت باورهای دینی، از جمله ایمان‌گرایی و عقل‌گرایی حداکثری، مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده میان این دو، رویکردی با عنوان عقل‌گرایی اعتدالی و انتقادی ارائه شود.

وی بیان کرد: در ایمان‌گرایی صرف ایمان برای پذیرش باور دینی کفایت می‌کند و لازم نیست باورها در معرض آزمون عقل قرار گیرند. در مقابل، عقل‌گرایی حداکثری معتقد است هر باوری تنها زمانی پذیرفتنی است که بتواند از آزمون عقل عبور کند. رویکردی که در این کتاب دنبال کرده‌ام این است که باورهای دینی باید در معرض آزمون عقل قرار بگیرند، اما عقل نیز لزوماً حرف آخر را نمی‌زند و ممکن است برخی باورها فراتر از عقل باشند و نتوان آنها را صرفاً با عقل ارزیابی کرد.

قربانی یکی از مباحث مهم کتاب را تقسیم‌بندی باورهای دینی به سه دسته دانست و گفت: در فصل چهارم، تقسیم‌بندی نسبتاً ابتکاری از باورهای دینی ارائه شده و این باورها به سه دسته بنیادی، میانی و حاشیه‌ای تقسیم شده‌اند.

وی توضیح داد: باورهای بنیادی ثبات و عقلانیت بیشتری دارند و به‌ راحتی قابل نقض نیستند و در میان سنت‌های دینی ابراهیمی نیز اشتراک بیشتری دارند. در مقابل، باورهای میانی بیشتر نسبی و تغییرپذیرند و بخشی از تفاوت‌های موجود میان سنت‌های دینی و مذاهب در این سطح قرار می‌گیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی درباره باورهای حاشیه‌ای نیز اظهار کرد: باورهای حاشیه‌ای در بسیاری از موارد تحت تأثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی، معیشتی و حتی سبک زندگی شکل می‌گیرند و از شهری به شهر دیگر یا از دوره‌ای به دوره دیگر تغییر می‌کنند. بخشی از باورهای مربوط به امامزاده‌ها، برخی آداب و رسوم و شکل‌های متفاوت زیارت و دعا را می‌توان در این سطح بررسی کرد.

قربانی تأکید کرد: شناخت این لایه‌های باور دینی کمک می‌کند بدانیم نباید باورهای حاشیه‌ای و حتی میانی را با هسته اصلی دین یکسان تلقی کنیم. بخش قابل توجهی از اختلافات دینی و فرقه‌ای نیز در همین باورهای میانی و حاشیه‌ای ریشه دارد. بنابراین تمرکز مؤمنان باید بیشتر بر باورهای بنیادی و پیام اصلی ادیان باشد.

وی با اشاره به فصل دیگری از کتاب درباره معیارهای ارزیابی عقلانیت باورهای دینی گفت: برای ارزیابی عقلانیت باورهای دینی معیارهای مختلفی وجود دارد و در کتاب ۱۳ معیار برای این موضوع بررسی شده است. یکی از مهمترین معیارها اخلاقی بودن است. هر باور دینی که خلاف اخلاق باشد، باید مورد بازنگری قرار گیرد. خداوند پیش از آنکه خدای خالق باشد، خدای اخلاق است و نمی‌توان باور دینی را که پیامد غیراخلاقی دارد، صرفاً به دلیل دینی بودن پذیرفت.

قربانی نتیجه عملی مناسب، سادگی و سازگاری میان باورها را از دیگر معیارهای مهم دانست و افزود: اگر یک باور به جای اینکه زندگی انسان را سامان دهد، موجب بدبختی او شود، نتیجه عملی آن می‌تواند در ارزیابی آن مورد توجه قرار گیرد. همچنین باورهای دینی باید با یکدیگر سازگار باشند، زیرا نظام اعتقادی مانند یک شبکه است و باید میان اجزای آن انسجام وجود داشته باشد.

وی در ادامه با اشاره به وضعیت دینداری در جامعه گفت: به نظر من یکی از مهمترین مسائل جامعه امروز، بحران دینداری است. ما با نسلی مواجه هستیم که بخش قابل توجهی از آن درک درستی از دین ندارد و حتی بخشی از نسل جوان از دین فاصله گرفته است. البته بررسی همه ابعاد این مسئله در حوزه فلسفه دین نیست و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نیز باید در آسیب‌شناسی آن نقش داشته باشند.

قربانی با بیان اینکه دینداری را می‌توان به مقلدانه و محققانه تقسیم کرد، اظهار کرد: بخش عمده دینداری انسان‌ها مقلدانه است؛ یعنی زمان، مکان و خانواده‌ای که فرد در آن متولد می‌شود، نقش مهمی در شکل‌گیری نظام اعتقادی او دارد. اگر فردی در ایران، روسیه، فرانسه یا هر جای دیگری متولد شود، احتمال زیادی دارد که در همان سنت دینی و فرهنگی رشد کند. این مسئله طبیعی است و به خودی خود اشکالی ندارد، اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد هیچ‌گاه نظام اعتقادی به ارث ‌رسیده را مورد بررسی و ارزیابی عقلانی قرار ندهد.

وی افزود: بخشی از افراد در طول زندگی درباره دین خود و سایر ادیان مطالعه و تحقیق می‌کنند و ممکن است در نهایت از سنت دینی خود خارج شوند یا به این نتیجه برسند که بخشی از باورهای آن درست و بخش دیگری نیازمند اصلاح است. این همان دینداری محققانه است.

مؤلف کتاب دین و عقلانیت تأکید کرد: در دنیای جدید هیچ چاره‌ای جز حرکت از دینداری مقلدانه به سمت دینداری محققانه نداریم. در گذشته انسان می‌توانست نوعی زیست جزیره‌ای داشته باشد، اما امروز از طریق اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، سفر، ارتباطات فرهنگی و هزاران مسیر دیگر، دائماً با پیروان ادیان و اندیشه‌های مختلف مواجه هستیم.

قربانی ادامه داد: نسل جوان امروز از طریق فضای مجازی با بودیسم، هندوئیسم، شینتوئیسم، کنفوسیوس و دیگر ادیان و اندیشه‌ها آشنا می‌شود و طبیعی است که در مواجهه با این تنوع، پرسش‌های جدیدی برای او ایجاد شود، اینکه تفاوت ادیان چیست، چرا ما این‌گونه فکر می‌کنیم و دیگران به شکل دیگری می‌اندیشند. بنابراین دیگر نمی‌توان با دینداری مقلدانه به این پرسش‌ها پاسخ داد و باید نسل جوان را به سمت آگاهی و مطالعه بیشتر هدایت کرد.

وی با اشاره به اهمیت شناخت ادیان در این مسیر گفت: مطالعه ادیان دیگر به ما کمک می‌کند شباهت‌ها و تفاوت‌های خود را بهتر بشناسیم. هرچه شناخت ما از دیگری دینی و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم بیشتر شود، شناخت ما از خودمان نیز کامل‌تر خواهد شد.

قربانی با تأکید بر ضرورت توجه به پیام اصلی دین افزود: نباید اجازه دهیم جزئیات و حواشی دین جای پیام اصلی آن را بگیرد. اگر فرد به حاشیه‌های دین بیش از هسته اصلی آن وابسته شود، عقلانیت کاهش پیدا می‌کند و زمینه اختلاف و خشونت فراهم می‌شود، در حالی که توجه به هسته اصلی پیام دین، امکان گفت ‌و گو با دیگران را افزایش می‌دهد.

وی با اشاره به نقش خرافات در دین‌گریزی اظهار کرد: یکی از مشکلات جوامع دینی، گسترش حواشی و خرافات است و این مسئله اختصاصی به یک دین ندارد. هرچه جنبه عقلانی دین افزایش و جنبه خرافی آن کاهش پیدا کند، زمینه دین‌ گریزی نیز کمتر خواهد شد، زیرا نسل جدید آگاهی بیشتری دارد و در برابر باورهای خرافی پرسشگرتر است.

 

ملاک تفکیک باورهای بنیادی و حاشیه‌ای در کتاب دین و عقلانیت باید روشن‌تر شود

 قاسم اخوان عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هم با اشاره به لایه‌بندی باورهای دینی در کتاب دین و عقلانیت، آن را از نقاط قوت اثر دانست و در عین حال تأکید کرد: ملاک تفکیک باورهای بنیادی، میانی و حاشیه‌ای و نسبت این طبقه‌بندی با میزان عقلانیت باورها نیازمند تبیین دقیق‌تری است.

وی افزود: در بخش معرفی کتاب، مبانی‌ای که برای تفکیک لایه‌های مختلف دین و باورهای دینی ارائه شده، قابل مناقشه و بررسی است و یکی از پرسش‌های اساسی این است که بر چه اساسی یک باور بنیادی، میانی یا حاشیه‌ای تلقی می‌شود.

وی افزود: در عین حال، نکته قوت اساسی و قابل ستایش کتاب این است که نویسنده مجموعه باورهای دینی را در یک سطح قرار نداده و برای این باورها نوعی لایه‌بندی قائل شده است، اما نقدی که در این زمینه مطرح می‌شود به مبانی نظری و معیارهای این طبقه‌بندی و رابطه میان بنیادی بودن، عقلانیت و اعتبار معرفتی بازمی‌گردد.

اخوان ادامه داد: در کتاب برای باورهای بنیادی ویژگی‌هایی مانند عقلانی‌تر بودن، ثبات بیشتر، عمومیت بیشتر، استقلال نسبی از عوامل غیرعقلانی و سازگاری بیشتر با فطرت در نظر گرفته شده و این ویژگی‌ها در باورهای میانی و حاشیه‌ای کاهش پیدا می‌کند، اما باید توجه داشت که بنیادی بودن یک باور و عقلانی‌تر بودن آن لزوماً هم‌معنا نیست.

وی توضیح داد: ممکن است باوری از نظر ساختار یک دستگاه اعتقادی، بنیادی باشد اما اثبات آن دشوارتر باشد و در مقابل، باوری که در ساختار دین میانی یا حتی حاشیه‌ای محسوب می‌شود، در یک مورد خاص از شواهد بسیار قوی‌تری برخوردار باشد. بنابراین اگر باورهای بنیادی به دلیل بنیادی بودن، عقلانی‌تر تلقی می‌شوند، باید مشخص شود چه معیار مستقلی پیش از این طبقه‌بندی وجود دارد که بتوان بر اساس آن میزان عقلانیت آنها را تعیین کرد.

پاسخ به پرسش‌های نسل جدید درباره دین نیازمند شناخت و گفت‌وگوی علمی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یکی دیگر از پرسش‌های قابل طرح را تقدم یا تأخر طبقه‌بندی باورها و ارزیابی عقلانیت دانست و گفت: باید مشخص شود که بنیادی، میانی و حاشیه‌ای بودن، نتیجه ارزیابی عقلانیت است یا اینکه خود این طبقه‌بندی، درجه عقلانیت باورها را تعیین می‌کند. یعنی ابتدا بر اساس ملاک‌های عقلانیت باورها را تقسیم‌بندی کرده‌ایم یا ابتدا آنها را طبقه‌بندی کرده و سپس درجه عقلانیت آنها را مشخص کرده‌ایم.

وی با اشاره به لایه‌بندی باورهای دینی در کتاب اظهار کرد: اصل اینکه باورهای دینی رتبه‌بندی و لایه‌بندی شده‌اند، نکته‌ای قابل توجه است، اما باید روشن شود که منظور از مراتب چیست. آیا میزان توجیه معرفتی، عقلانیت، اهمیت و نقش ساختاری، وابستگی به سایر باورها، میزان قطعیت یا امکان بازنگری و نقدپذیری ملاک این طبقه‌بندی است.

اخوان در بخش دیگری از نقد خود افزود: به نظر می‌رسد این دو مفهوم با یکدیگر تفاوت دارند و نمی‌توان آنها را در یک سطح قرار داد. عقل‌گرایی اعتدالی بیشتر درباره قلمرو معرفت دینی و جایگاه و محدوده عقل بحث می‌کند و بر اعتبار عقل در عین محدود بودن توانایی آن برای حل همه مسائل دینی تأکید دارد، در حالی که عقل‌گرایی انتقادی بیشتر به چگونگی عمل عقل و نحوه مواجهه با نتایج آن می‌پردازد.

وی مطرح کرد: در عقل‌گرایی انتقادی، عقل و دستاوردهای آن خطاپذیر، نقدپذیر و قابل اصلاح تلقی می‌شوند، در حالی که عقل‌گرایی اعتدالی ناظر به دامنه و جایگاه عقل و عقل‌گرایی انتقادی ناظر به روش و نگرش معرفتی عقل است. این دو می‌توانند مکمل یکدیگر باشند، اما مترادف نیستند و به دو جنبه متفاوت اشاره دارند.

اخوان گفت: از یک سو در کتاب بر عقل‌گرایی انتقادی و خطاپذیری تأکید شده و از سوی دیگر برای باورهای بنیادی جایگاه اساسی در نظر گرفته شده و این باورها مبنای اعتباربخشی به سایر باورها معرفی شده‌اند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که اگر عقل و دستاوردهای آن خطاپذیرند، باورهای بنیادی دقیقاً با چه معنایی می‌توانند اعتباربخش سایر باورها باشند.

وی همچنین معیارهای مطرح ‌شده برای عقلانیت باورهای دینی را نیازمند تفکیک عنوان کرد و گفت: برخی معیارهای مطرح‌ شده ماهیت معرفت‌شناختی دارند، مانند سازگاری منطقی، شواهد و انسجام، اما برخی دیگر ماهیت تاریخی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی یا انسان‌شناختی دارند، باید مشخص شود آیا می‌توان همه این معیارها را بدون تعیین رتبه در یک سطح قرار داد.

پاسخ به پرسش‌های نسل جدید درباره دین نیازمند شناخت و گفت‌وگوی علمی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: اگر باوری از نظر تاریخی بسیار پایدار باشد، اما شواهد عقلانی مستقیم برای آن ضعیف باشد، آیا صرف ثبات تاریخی موجب افزایش عقلانیت آن می‌شود. همچنین اگر باوری در فرهنگ‌های مختلف شایع باشد، آیا این عمومیت به خودی خود دلیل عقلانی بودن آن است. عمومیت و ثبات می‌توانند شواهد مؤید باشند، اما لزوماً معیار مستقیم صدق یا عقلانیت نیستند.

اخوان با اشاره به اهمیت تفکیک معیارهای مستقیم عقلانیت از شاخص‌های مؤید تصریح کرد: معیارهایی مانند سازگاری منطقی، شواهد، انسجام، قدرت استدلال و امکان پاسخگویی را می‌توان در زمره معیارهای مستقیم عقلانیت قرار داد و در مقابل، عمومیت، ثبات تاریخی، تناسب با ساختار انسانی و پیامدهای عملی را بیشتر به عنوان شاخص‌های مؤید عقلانیت در نظر گرفت.

وی درباره مفهوم فطرت نیز اظهار کرد: در کتاب، سازگاری با فطرت به عنوان یکی از ملاک‌های عقلانیت مطرح شده است، اما باید مشخص شود فطرت دقیقاً چه جایگاهی در نظریه توجیه دارد، آیا فطرت یک منبع معرفتی مستقل، یک گرایش طبیعی و انسان‌شناختی یا صرفاً شاهدی مؤید برای برخی باورهاست.

اخوان ادامه داد: اگر فطرت را منبع معرفت بدانیم، باید توضیح دهیم چگونه می‌توان میان یک گرایش فطری واقعی و یک گرایش تاریخی، فرهنگی یا روان‌شناختی تمایز گذاشت. اما اگر فطرت را صرفاً یک شاخص یا شاهد مؤید بدانیم، مسئله ساده‌تر خواهد شد. بنابراین به نظر می‌رسد مفهوم فطرت از نظر معرفت‌شناختی نیازمند توضیح دقیق‌تر است.

وی در ادامه با اشاره به نقش عقل در مواجهه با متون و آموزه‌های دینی یادآور شد: در این زمینه باید میان سه ادعا تفکیک قائل شد. نخست اینکه عقل شرط فهم وحی است، دوم اینکه عقل معیار ارزیابی اعتبار انتساب یک متن یا آموزه به وحی است و سوم اینکه عقل معیار ارزیابی محتوای آموزه‌ای است که انتساب آن به وحی اثبات شده است. این سه ادعا یکسان نیستند و هر کدام نیازمند استدلال و بررسی جداگانه هستند.

اخوان با تأکید بر ضرورت تفکیک عقلانیت از حقیقت و خطاناپذیری بیان کرد: عقلانی بودن یک باور لزوماً به معنای درست بودن آن نیست. ممکن است فردی در یک زمان مشخص بر اساس بهترین شواهد موجود، به ‌صورت عقلانی به باوری برسد، اما بعدها با ظهور شواهد جدید، آن باور اصلاح شود. این همان نقطه‌ای است که عقل‌گرایی انتقادی اهمیت پیدا می‌کند.

وی افزود: باید میان عقلانیت یک باور و درست یا نادرست بودن آن تفکیک قائل شد و همچنین نقدپذیری یک باور را نباید به معنای ضعف آن دانست. یک باور می‌تواند بسیار عقلانی باشد و در عین حال نقدپذیر باقی بماند. به نظر می‌رسد توجه بیشتر به این تفکیک‌ها می‌تواند در بازنگری و تکمیل مباحث مطرح‌شده در کتاب مؤثر باشد.

انتهای پیام

text to speech icon

نظر شما :